تبلیغات
آب یعنی ماهی - در جوی كثیف، عكس ماه افتاده
پنجشنبه 2 دی 1389

در جوی كثیف، عكس ماه افتاده

   نوشته شده توسط: محمدکاظم مزینانی    

در جنگل اجتماع، تنها شده ام

فامیل تمام كرگدنها شده ام

افتاده ام از چشم همه، انگاری

من مثل جهازِ  پیرزنها شده ام

 

 

در جوی كثیف، عكس ماه افتاده

تنها و غریب و بی­پناه افتاده

تو رفته ای و از آنهمه عشق و غرور

یك لنگه ی كفش توی راه افتاده

 

 

مپرس از من چه سانی،چند و چونی؟

چكیده روی ماسه، قطره خونی

به سوی آسمان ها خیره مانده

نگاه لاک­پشت واژگونی

 

 

او رفت

او مرد

وهمه ی خاطراتش

سیب های گاز زده و گاز نزده را

با خودش برد

تنها چیزی كه از او به جا مانده

وبلاگی است بدون پسورد!

 


برچسب ها: شعرهای چاپ نشده ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.